صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )

544

الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )

( 1 ) به راه افتادن لشكر اسلام به سمت تبوك بدين ترتيب لشكر تدارك يافت و پيامبر ، محمد پسر مسلمهء انصارى - و به روايتى ، سباع پسر عرفطه - را در مدينه مأمور برگزارى امورات خويش كرد و على بن ابى طالب را در امور خانواده‌اش به جاى خويش نشاند . منافقان او را نكوهش كردند . او نيز از مدينه بيرون رفت و به پيامبر پيوست ؛ اما پيامبر او را به مدينه بازگردانيد و گفت : مگر خشنود نيستى كه جايگاه تو در نزد من به منزلهء جايگاه هارون در نزد موسى باشد ؛ جز اين كه پس از من پيامبرى نخواهد آمد ؟ ( 2 ) پيامبر خدا ، روز پنج شنبه به قصد تبوك به سوى شمال حركت كرد . تعداد لشكر به سى هزار رزمجو رسيد كه تا اين جنگ ، مسلمانان چنين لشكرى را نداشتند . اما با آن همه تلاش و كوششى كه براى تدارك اين ارتش به كار بستند ، باز به طور كامل مجهّز نگرديد و از جهت زاد و توشهء سفر و وسيلهء سوارى ، لشكر در مضيقه بود و هر هجده نفر شترى داشتند كه به نوبه بر آن سوار مىشدند . بسيار اوقات از برگ درختان تغذيه مىكردند كه لبهايشان ورم كرده بود . هر چند به اندازهء كافى شتر نداشتند ؛ اما ناگزير به كشتن شتر دست زدند تا [ علاوه بر خوردن گوشت ] از آب داخل شكمبهء آنها بنوشند . به دليل همين مشكلات ، نام ديگر اين سپاه ، « جيش العسره » است . ( 3 ) در مسير تبوك ، لشكر از منطقهء حجر به نام وادى القرى ، سرزمين پيشين مردم ثمود - كه با تخته‌سنگهاى بريده و تراشيده شده كاخهاى بزرگ مىساختند - عبور كردند و از چاهى كه در آن مكان بود ، آب برگرفتند و با خود ببردند . چون آنجا را پشت سر گذاشتند ؛ پيامبر گفت : از آن آب ننوشيد و براى وضو استفاده نكنيد و خميرى كه با آن آب درست كرده‌ايد به شترها بدهيد و از آن نخوريد . به مسلمانان دستور داد از آب چاهى كه شتر صالح از آن نوشيده است ، بنوشيد و ذخيره كنيد . ( 4 ) صحيح بخارى و مسلم از ابن عمر نقل مىكنند كه : هنگامى كه پيامبر از وادى حجر ، سرزمين مردم ثمود عبور كرد فرمود : به منازل اين قوم كه بر خود ستم روا داشته‌اند - جز با گريه و شيون - وارد نشويد ، مبادا آن بلايى كه بر آنان وارد شده است ؛ به شما نيز وارد آيد .